علم معمولاً از خطا مبراست اما علما خيلی اوقات خطا می کنند.
شارژ هفته
شارژ ۱۰ نگران دزدیده شدن ایده هایتان نباشید ؛ بلکه نگران اجرایی کردن ایده هایتان باشید . بجنبید ...
اینجا شارژ های هفتگی را جمعه به جمعه می نویسم.
دنبالم کن!
ثبت رایانامه در خبرنامه
ثبت شماره در خبرنامه This function is deprecated and will add in future.

شرح صدرِ فکری

در واقع باید گفت برای رسیدن به حقیقت ، دو شرط لازم است : صداقت و جدیت ( عدم تقصیر و عدم قصور ) و فقط با این دو شرط است که می توان یا شاید بتوان به حقیقت دست یافت . حتی با این دو شرط نیز تضمینی برای یافتن حقیقت نیست

عالمان شیعه بر آنند که اگر فقیهی برای یافتن حکم خدا بکوشد و آن را به دست آورد ، دو پاداش دارد : یک پاداش برای اینکه حکم خدا را به دست آورده و پاداش دیگر برای این که کوشیده و زحمت کشیده است . اما اگر وی بکوشد و به حکم خدا دست نیابد و خطا کند ، باز هم پاداش دارد ؛ ولی یک پاداش . چرا که وی سعی خود را کرده است و زحمت کشیده است و همین کافی است که خدا یک پاداش به او بدهد که « إنّ للمُصیبِ أجرَین و لِلمُخطی أجراً واحداً »

بر این نظر فواید متعددی مترتب است ؛ از جمله این که به فقها ، بلندنظری و سعه ی صدر می دهد و آنان را به تحمل نظر دیگر فقیهان وا می دارد . همان گونه که می بینیم ، فقیهان شیعه یکدیگر را تخطئه و طرد نمی کنند و نظر مخالفشان را به استهزاء نمی گیرند و با حلم و حرمت به ارزیابی نظر هم می پردازند . شاید چندان که ملایمت و آرامش علمی در میان طبقه ی فقها ، در برابر یکدیگر ، ملاحظه می شود ، در میان طبقات دیگر نباشد .

این از ارزش های بزرگ حوزه های علمیه ی شیعی است و بیانگر اوج آزاد اندیشی علمی است .

می توان گفت قاعده ای که ذکر شد ، گر چه بین فقها مشهور است اما اختصاص به آنان ندارد و در همه ی اهل علم صادق است . مفسران و متکلمان و عالمان اخلاق نیز اگر برای یافتن حقیقت بکوشند و آن را به دست آورند ، دو پاداش دارند و در صورتی که به دست نیاورند ، یک پاداش خواهند داشت .

پس همان گونه که فقها به آرای مخالف هم احترام می گذارند و دیگری را به سبب نظرش ، مؤاخذه و ملامت نمی کنند ، دیگر علما نیز رواست همین گونه رفتار کنند. کسی حق ندارد عالمی را به سبب نظرش در مسائل کلامی و قرآنی و … مؤاخذه ی غیر علمی کند . اگر عالمی درباره ی حدود علم امام ، جسمانی بودن معراج و یا رجعت ، نظر دیگری داشته باشد ، دیگران حق ندارند وی را ملامت و سرزنش کنند که چرا نظرش چنین و چنان است . قطعاً همان گونه که فقها در نظرشان معذور و مأجورند ، متکلمان و مفسران نیز معذور و مأجور خواهند بود .

البته حساب بحث های علمی و آزادی های علمی جداست . در مقامِ بحث علمی نه تنها می توان بلکه باید برای دست یابی به نظرات صحیح ، نظرات دیگر ، بررسی و نقد شود اما حتی در همان بحث های علمی هم نباید به دیده ی تحقیر و استهزاء به طرف مقابل نگاه کرد . در همان بحث های علمی هم نباید اجازه ی تهمت پراکنی ، دروغ پراکنی و شایعه سازی داده شود .

بد نیست که به مرور برخی از اختلافاتی که بین علمای مشهور شیعه وجود داشته ، بپردازیم …

شیخ صدوق رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : قنوت در نماز واجب است و صلوات جزء تشهد نیست .

ابن أبی عقیل رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : روزه با فرو بردن سر در آب باطل نمی شود .

سید مرتضی ( علم الهدی ) رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : اگر در وضو ، دست ها از پایین به بالا شسته شود نیز صحیح است .

آیه الله سید محسن حکیم رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : کافرانِ اهل کتاب ، پاک هستند .

ابن إدریس رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : غیر شیعه و همچنین حرام زاده نجس است .

آیه الله میرزا حبیب الله کاشانی رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : تقلید از مجتهد میت ، ابتداءً جایز است .

شیخ مفید رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : إذن ولی ، در صحت نکاح دختر معتبر نیست .

شیخ طوسی رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : ربا در معدودات نیست و فقط اختصاص به مکیل و موزون دارد .

حضرات آیات ، سید محمدتقی خوانساری رحمه الله و سید یونس اردبیلی رحمه الله بر خلاف مشهور گفته اند : خرید بلیت بخت آزمایی جایز است .

از این فتاوای خلاف مشهور کم نیست اما هیچ مخالفی نگفت که فلان فقیه ، حکم خدا را زیر پا گذاشته است . حداکثر سخنی که در برابر این نظریات می گفتند ، این بود که « قول شاذّ است . » ( یعنی نادر است . )

اما در زمان حال ، اگر دانشوری با جدیت و صداقت و به کارگیری قوای ذهنی ، یعنی بدون قصور و تقصیر ، تحقیق کند و به آن جا رسد که مثلاً معراج پیامبر روحانی بود یا علمِ امام محدود است ، چه غوغایی بر پا می شود و چه اتهاماتی به زبان می آید . چه بسا که حتی تکفیر و تفسیق شود !!

در واقع باید گفت برای رسیدن به حقیقت ، دو شرط لازم است : صداقت و جدیت ( عدم تقصیر و عدم قصور )

فقط با این دو شرط است که می توان یا شاید بتوان به حقیقت دست یافت . حتی با این دو شرط نیز تضمینی برای یافتن حقیقت نیست اما امکان آن بسیار است چرا که گاهی اوقات ، حقیقت چنان پوشیده یا پیچیده است که یک فرد حتی با صداقت و جدیت نیز نمی تواند به آن دست یابد .

حال اگر کسی با به کار گیری صداقت و جدیت ، در پی حقیقت باشد اما از دست یابی به آن محروم ماند ، معذور و مأجور است و در واقع آن چه بیش و پیش از هر چیز مهم است ، نیت خالص و سعی کامل است . مهم آن است که آدمی با این دو ویژگی به دنبال حقیقت باشد ، خواه آن را به دست آورد ، خواه آن را به دست نیاورد .

در این موضوع هم نباید از اخلاق ، غافل شد و روحِ علمی چه بسا از دارایی علمی ارزنده تر باشد .

ما نباید به صِرف اختلاف قولِ کسی با اقوال مشهور ، او را تخطئه کنیم و هر برچسبی که خواستیم بر پیشانی او بزنیم . چه بسا نظر مشهور ، مطابق با واقع نباشد . نه تنها خودمان مأمور به سعه ی صدر و تحمل خطای فکری هستیم بلکه باید دیگران را نیز به همین سمت هدایت کنیم . ما باید برای حاکمیت اخلاق بکوشیم و اخلاق نیز اقتضا می کند که در مقام بحث های علمی نیز اگر قرار است ، ردی و انکاری باشد ، باید منصفانه و عادلانه و به قصد آشکار شدن حقایق باشد .

به نظرم می آید که ما همواره بیش از حد بر نظرات خودمان و نظرات بزرگان خودمان ، تعصب داشته ایم و همین تعصب ، در بسیاری اوقات ، مانعِ کشف حقیقت شده است . ما نه تنها نباید منادِی تعصب باشیم که حتی تعصب را باید از بین ببریم .

چرا فقیهی به محض اعلام نظری شاذ و متفاوت با انواع برخورد های ناپسند مواجه می شود . چرا من و شما به خودمان اجازه می دهیم که به آسانی ، همه ی اخلاقیات را زیر پا گذاشته و کسی را که سال های متمادی از عمرش را در مسیر اکتساب و تحصیل علوم دینی و مسائل معنوی گذرانده ، بی سواد ، نفهم ، غیر مؤمن ، غیر انقلابی و … بنامیم . به راستی که آیا یقینمان به معاد ، ما را از ارتکاب این اعمال باز نمی دارد و یا حداقل ، ما را به فکر وا نمی دارد …

به قول مرحوم دکتر علی شریعتی رحمه الله :

همیشه مقلد ها از اصلشان بیشتر افراط می کنند .

جای بسی تأمل دارد !


۱) قسمتی از مطالب مذکور متعلق به کتاب «همه ی ما برادریم» اثر جناب آقای محمد اسفندیاری می باشد .

۲) برای موارد بیشتر می توانید به کتاب های مختلف الشیعه فی احکام الشریعه و ادوار اجتهاد از دیدگاه مذاهب اسلامی مراجعه کنید .

  • من برای نظر شما و آزادی نظر شما احترام فراوان قائلم . نظر شما در این پایگاه ، بلافاصله منتشر می شود.
  • چنان چه آدرس رایانامه ی خود را وارد نمایید ، از پاسخ بنده آگاه می شوید.

از لطفتان سپاسگزارم
دیدگاه دیگران
  1. آقایی زاده

    جالب بود
    کاش ذیل همین مطلب اشاره ای به برخورد اخیر آیت الله سیدان و مروارید با بیانات آیت الله سیستانی می داشتید .

    • امیر کریمی گنابادی

      با سلام و ارادت .
      بحث بنده یک قاعده و قانون کلی را بیان می کرد لذا تمایلی نداشتم که وارد جزئیات و مصادیق شوم . ضمن این که در خود ، قدرت علمی ورود به بحث هایی مشابه آن چه را که فرموده بودید نیز نیافتم لذا ترجیح دادم تقوای علمی را که همان سکوت است در قبال نادانسته هاست ، رعایت نمایم .

  2. محمدجواد

    سلام
    من خیلی دوست دارم طلبه شم ، من ترم آخر دانشگاهم و بعد از دانشگاه دوست دارم که طلبه باشم.اگه میشه منو راهنمایی کنید چطوری باید وارد حوزه بشم؟ ممنون.

    • امیر کریمی گنابادی

      با سلام و ارادت . از طریق رایانامه برایتان نامه ای ارسال کردم . خوشحال می شوم بیشتر با هم در ارتباط باشیم .

  3. محمدجواد

    سلام
    من دانشجوی ترم آخر حسابداری آزاد گناباد هستم و هدفم از این تصمیم کمک به اسلام و شیعه ست.
    با این حجم عظیم تهاجم فرهنگی و دور کردن مردم از حوزه و طلبگی من دوست دارم از سربازان امام زمان باشم که شاید بتونم از این طریق به اسلام کمک کنم.ممنون از ایمیلتون

  4. مريم

    جالب بود…
    دلیل این شرح صدر اینه که فقهای شیعه مثل برادرای تنی به ندرت پیش میاد حرفای عجیب بزنن. اما ناتنی ها غالبا جفنگ میگن و به ندرت پیش میاد حرف حساب بگن . ما مردم عادیم که همه ماشالله یه پا فقیه فقه نخونده ایم

    • امیر کریمی گنابادی

      با سلام و عرض ارادت فراوان …
      باز هم با نظرتان موافقم . امیدوارم این شرح صدر بزرگان دینی مون گوهر نایافته ی وجود ما نباشه .

  5. عباس محمدی

    همان طور که منصور هاشمی خراسانی در کتاب بازگشت به اسلام می فرمایند تنها زمانی می توانیم حکمی را بپذیریم که یقینی باشد وبراساس کتاب خدا وعقل وسنت متواتر پیامبر باشد چون ظن طبق آیه ی ۳۶سوره ی یونس هیچ جایگاهی در اسلام ندارد

    • امیر کریمی گنابادی

      سلام و عرض ارادت
      خوش آمدید ؛
      کتاب مذکور را متاسفانه نمی شناسم و مطالعه نکرده ام اما اگر منظورتان از منظر علم دین و اصول است ، برخی از ظنون نیز معتبر هستند . ( بنا بر نظرات مشهورین البته )
      گر چه در وادی اعتقادات ، ظنون و گمانه ها ، جایی ندارد .