در قیامت ، از ما به اندازه ی استعدادمان انتظار دارند . (عین صاد)
شارژ هفته
شارژ ۱۰ نگران دزدیده شدن ایده هایتان نباشید ؛ بلکه نگران اجرایی کردن ایده هایتان باشید . بجنبید ...
اینجا شارژ های هفتگی را جمعه به جمعه می نویسم.
دنبالم کن!
ثبت رایانامه در خبرنامه
ثبت شماره در خبرنامه This function is deprecated and will add in future.

لزوم تفکیک علوم آلی و أصالی

در حوزه های علمیه همه معتقدند که طلبه قبل از ورود به یک علم ، بهتر است که با « رئوس ثمانیه » ی آن علم آشنا گردد . یعنی بداند که تعریف آن علم چیست ، موضوع آن علم چیست ، غرض و هدف آن علم چیست و …

ما طلبه ها در همان اوائل طلبگی می خوانیم که علوم ، یا آلی است و یا أصالی . علم آلی ، علمی است که خود دارای اهمیت نیست بلکه ابزاری برای رسیدن به امور با اهمیت است . علم منطق یکی از علوم آلی است و وسیله ای برای رسیدن به اصل ها . ( همانطور که مرحوم مظفر در ابتدای کتاب منطق خودشان ، در تعریف منطق گفته اند : آله قانونیه … ) و یا علم اصول فقه را نیز میتوان علم آلی نامید . اما علومی نظیر فقه ، علم أصالی هستند یعنی ابزار و آلت برای سایر علوم نیستند بلکه خود دارای درجه ی بالایی از اهمیت هستند و خودشان هدف دانشجو قرار می گیرند .

به طور قطع ، مقتضای آلی بودن یک علم ، نگاه آلی به آن و مقتضای أصالی بودن یک علم نیز ، نگاه أصالی به آن است . به این معنا که در علوم آلی نباید به اندازه ی یک علم أصالی ، به کُنه و ذات آن علم دست یابیم و تا جایی که غرض آن علم ( راهنمایی ما به سوی علم أصالی ) حاصل شود ، کافی است . در علوم أصالی اما باید کار بیشتری صورت بگیرد چرا که این علوم ، نقش مقدمه را بازی نمی کنند و « ذی مقدمه » هستند .

اما به نظر می رسد وضعیت موجود علوم آلی و أصالی در حوزه های علمیه با اقتضای این علوم خیلی مطابقت ندارند . در این زمینه موارد زیر به ذهن می رسد :

۱) نگاه أصالی داشتن به علوم آلی : همان گونه که گفتیم ، نباید در علوم آلی ، زیاد توقف کرد و باید پیگیر حصول غرض آن علم بود . اگر مثلاً منطق را علمی آلی بدانیم و غرض آن را نیز اصلاح قوانین فکریِ بشری بدانیم ، به محض حصول آن غرض ( حتی به صورت نسبی ) ، آن علم ، کارکرد خود را برای ما از دست داده است . البته این بدان معنا نیست که کسی دیگر بعد از حصول آن غرض ، منطق نخواند بلکه عده ای باید به شکل خاص ، تحقیقات خود را بر روی هر یک از علوم آلی و أصالی متمرکز کنند تا شاید همین علوم را نیز به دستاورد های جدیدی برسانند اما آنچه بحث کردیم ، در مورد عموم افراد است . اگر بنا باشد به علوم آلی به شکل أصالی نگاه شود ، وقت بسیاری از نیروهای با استعداد در همین مسیر گرفته می شود و حتی به خاطر آنکه کاربردی بیش از همان کاربرد اولیه برای آن علم نمی بینند پس از مدتی ، گرایششان به سمت علم آموزی کم میشود .

۲) لزوم بازتعریف علوم آلی و أصالی : به نظر میرسد که لازم باشد که یک بار دیگر ، علوم آلی و أصالی در حوزه های علمیه باز تعریف شود . بسیاری از علوم را در حوزه های علمیه ، أصالی می دانیم در حالی که خودمان قائل به آنیم که این علوم هیچ ثمره و کارکردی در حال حاضر ندارد . ضروری به نظر میرسد که گروهی از متخصصین فن و علوم حوزوی ، گرد هم آیند و دوباره به بازتعریف و شناسایی مجدد علوم حوزوی بپردازند و علوم آلی و أصالی را از یکدیگر تمییز دهند .

۳) فربه شدن بیش از حد برخی علوم أصالی : با فرض اینکه همین تعریف موجود از علوم آلی و أصالی را در حوزه های علمیه صحیح بدانیم ، مشکل دیگری نیز وجود دارد و آن ، این است که علوم أصالی موجود ، بسیار فربه شده است . توضیحات و اشکالات و بحث های فراوان ( که بعضاً ثمره ی علمی ندارند ) ذهن طلاب را خسته و ملول می کند . به نظر می آید که لازم است پس از بازتعریف علوم آلی و أصالی به « بازتألیف علوم أصالی » دست بزنیم و بسیاری از زوائد آن ها را که در طول سالیان سال ، ایجاد شده است ، حذف نماییم .

۴) لزوم رعایت ترتیب بین علوم آلی و أصالی : پس از تشخیص علوم آلی و أصالی باید یک ترتیب صحیح برای متعلمان این علوم ایجاد شود تا قبل از اینکه وارد یک علم أصالی شوند ، علوم آلی مربوط به آن علم أصالی را فراگیرند . به نظر میرسد که در این زمینه ضعف های گسترده ای وجود دارد و در موارد فراوانی ، افراد ، بدون گذراندن علوم آلی ، پا به عرصه ی علوم أصالی گذاشته و طبیعتاً در فراگیری مطلوب آن دچار اشکال می شوند . به عنوان مثال ، اگر ما علم منطق را مقدمه ای برای علم اصول و علم اصول را مقدمه ای برای علم فقه بدانیم ، لازم است که این ترتیب رعایت شود و کسی بدون آشنایی با علم منطق نتواند وارد ورطه ی یادگیری علم فقه شود .

۵) لزوم شناساندن علوم آلی و أصالی به طلاب : در حوزه های علمیه همه معتقدند که طلبه قبل از ورود به یک علم ، بهتر است که با « رئوس ثمانیه » ی آن علم آشنا گردد . یعنی بداند که تعریف آن علم چیست ، موضوع آن علم چیست ، غرض و هدف آن علم چیست و … . می توان گفت جای یک رکن در بین ارکان مطرح علوم خالی است و آن ، آلی یا أصالی بودن آن علم است . لازم به نظر میرسد که قبل از ورود هر فرد به وادی فراگیری یک علم ، خوب است که فرد بداند ، آن علم فقط به عنوان مقدمه است و یا خود ، أصالت دارد . دانستن این موضوع قطعاً او را به سمت اتخاذ راهکار صحیح برای یادگیری آن علم فراخواهد خواند .

 

  • من برای نظر شما و آزادی نظر شما احترام فراوان قائلم . نظر شما در این پایگاه ، بلافاصله منتشر می شود.
  • چنان چه آدرس رایانامه ی خود را وارد نمایید ، از پاسخ بنده آگاه می شوید.

از لطفتان سپاسگزارم